بدون عنوان
از چند روز قبل که بهتون گفتیم میخواهیم بریم کنار دریا دیگه مارو راحت نذاشتین النا یه بار میپرسید کی میریم دریا الیکا هم یه بار.روزی هم که رفتیم کنار آب تا لحظه ای که اونجا بودیم تو آب بودین و دوست نداشتین که از آب بیایین بیرون.با هم این شعرو میخوندین: کجایی؟ بالا/چی میبینی؟ دریا/ توش چیه؟ ماهی /چی میخوره؟ آبی .النا میگفت والیکا هم جواب میداد خیلی خیلی بهمون خوش گذشت.صدف جمع کردیم.یه عالمه سنگ انداختین تو آب.شنا کردیم.بابا هم سوار قایقتون کرد و بردتون توی دریا و حسابی آب بازی کردین.شب هم سیب زمینی گذاشتیم زیر آتیش و با هم خوردیم.اون روز به عشق آب بازی اصلا نخوابیدین شب موقع برگشتن تو ماشین خوابتون برد.قرررررررررربونتون برم جوجه های کوچیک من




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
